کلاس مبانی کارآفرینی و پاکت تگری

کلاس مبانی کارآفرینی و پاکت تگری

کسی که عاشقِ شروع یک کاری هست، شاید انسان بی تجربه ای باشه. کسی که یک بار شکست جدی خورده باشه، در هر شروعی، ترسی رو احساس می کنه.
پس یک سلام، همراه با ترس و استرس. بعد از چندین ماه کش و قوس فراوون تصمیم گرفتم که چند صباحی بنویسم. تمام روزهایی که جواب “نه” داشتم، میدونستم که یک آدم ۲۵ ساله نباید زیادی حرف بزنه. می ترسم که بعد از مدتی نوشتن، حسِ صاحب نظر بودن پیدا کنم. دوست ندارم تجربه ی نوشتن و اعتماد به نفس نوشتن باعث صاحب نظر بودنم باشه.
این هفته باید یک برنامه یکساله تنظیم می کردم، تمام آیتم های مورد نظرم رو که داخل برنامه چیدم، متوجه شدم جای یک چیزی که باعث سر ذوق اومدنم بشه خالیه. در نتیجه تصمیم گرفتم بنویسم و به بهانه ی نوشتن، عکس هم بگیرم. هنوز به خودم قول ندادم چندتا پست بنویسم، در نتیجه اگر از یک روزی به بعد پستی در این سایت قرار داده نشد، با خودتون فکر نکنید کار نیمه کاره رها شده.
از قضا امروز اولین روز ترم جدید دانشگاه هم بود. کلاس مبانی کارآفرینی داشتم. یک ربع اول خیلی خودم رو جدی گرفتم. نیم ساعت بعدی حرص خوردم، در نهایت چهل و پنج دقیقه هم خنده های حرصی و عصبی داشتم.
کلاس کارآفرینی که دارن هاردی و آنتونی رابینز اسطوره های دانشجوهاش باشه و استاد کلاس هر ۵ دقیقه برگرده بگه: “مثبت فکر کنید”، “چارچوب ها رو بشکنید”، “از هیچ، همه چیز بسازید”
وقتی در دانشگاه ها از کارآفرینی حرف میزنن باید دفعات بازدید: بیشتر