بهره وری و چالش‎هایش

آیا از بهره وری شخصی خود در زندگی راضی هستید؟ آیا سازمان یا کسب و کار شما بهره وری خوبی دارد؟ میزان بهره وری در برنامه پنجم توسعه را دنبال کردهاید؟ اخبار و مقالاتی که در ارتباط با رشد بهره وری نیروی کار، بهره وری سرمایه و بهره وری تولید نوشته شده است، شما را هم به وجد میآورد؟

بهره وری از آن دسته مفاهیمی است که تقریبا تمام افراد به آن علاقه مند هستند و به سختی میتوان کسی را پیدا کرد که مایل به افزایش بهره وری در زندگی شخصیاش نباشد و یا همچنین علاقه مند به افزایش بهره وری تولید و سرمایه کشور نباشد. اما هر زمان که صحبت از بهره وری به میان می آید، افراد نقش اعداد و محاسبات را خیلی زیاد میدانند. به طور مثال اگر از افراد بپرسیم برای بالا بردن انگیزه کارکنان یک سازمان دولتی چه پاداشی در نظر گرفته شود؟ به احتمال فراوان افراد زیادی پول و یا کوپنهای استفاده از رستوران یا مسائل دیگر را عنوان خواهند کرد.

به نظر میرسد بخش زیادی از این اعتماد به اعداد و محاسبات را از علم اقتصاد گرفته باشیم. زمانی که افراد در مورد بهره وری صحبت میکنند، روح عقلانیتی که اقتصاددانان کلاسیک بر آن تاکید دارند، در گفتار آنها مشاهده میشود. اقتصاددانان رفتاری بعد از حادثهای که برای دولت آمریکا در سال ۲۰۰۸ پیش آمد و موجب تعطیلی دولت شد، انتقادهایی به پیش بینیهای اقتصادی وارد کردند. آنها معتقد بودند که اقتصاد دانان باید از قبل این رکود اقتصادی را پیشبینی میکردند. اما چه چیزی باعث شد که رخدادها خلاف پیشبینی اقتصاددانها شود؟
به نظر می‎رسد این مساله در ارتباط با بهره وری نیز صدق می‎کند. چطور افراد متخصص نمی‎توانند بهره وری کشور را در تولید و اشتغال زایی و مسائل محیط زیستی افزایش دهند؟ احتمالا بخشی از جواب این باشد که سیاست‎گذاران معمولا به راه حل‎های مشاوران و کارشناسان گوش نمی‎دهند. خوب برای این مساله به دنبال چه را حلی باید باشیم؟ (بعدا در مطلب جدایی بررسی خواهیم کرد که باید به دنبال راه حلی برای قانع کردن سیاست گذاران باشیم)

در عین حال، باید بدانیم در مسائلی که ریاضیات و تئوری‎ها در محیط آزمایشگاهی و بدون سوگیری بررسی شده، باید از مشاورین رفتاری برای جلوگیری از بعضی خطاهای رفتاری استفاده کنیم. اقتصاد رفتاری تاکید میکند که ما بیش از حد بر خودمان و عقلانیت تاکید میکنیم و این مساله باعث پیش آمد اتفاقهای ناخوشایند میشود. به همین جهت بعد از حادثه سال ۲۰۰۸ خیلی از کشورها از روانشناسها و اقتصاددانان رفتاری برای پیش بینی تصمیمهای خود استفاده کردند. به طور مثال رویال بانک انگلستان برای بالا بردن بهره وری سرمایه گذاری افراد و همچنین جلوگیری از رخداد پیش آمده مشابه برای دولت آمریکا در سال ۲۰۰۸، از روانشناس معروف گرد گیگرنزر (Gerd Gigerenzer) که در موسسه ماکس پلانک (Max Planck institute) مشغول فعالیت است دعوت کرد تا راه حلی برای این چالش پیدا کند. گیگرنزر با استفاده از تاثیرهای “اکتشافی” (Heuristic) در تصمیمگیریها، سعی در پیدا کردن میانبرهای ذهنی برای افراد کرد. او همان راه حل معروف “تخم مرغ‎ها را در یک سبد نگذارید” را پیشنهاد کرد که در پست دیگری بررسی خواهیم کرد.
آیا تا کنون برای بالا بردن بهره وری شخصی زندگی‎تان شکست خورده‎اید؟ ایراد کار کجا بوده است؟

پی نوشت: این متن بخشی از مقاله “اقتصاد رفتاری چطور به بهره وری کمک می‎کند” در هفته نامه تجارت فردا است که به صورت موضوعی مطرح شده است.

Related Post

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *