فردی از دن آریلی می‌پرسد که اخیرا بهترین مرد زندگی اش را دیده است و می‌خواهد خیلی زود با او قرار بگذارد. از طرفی مادرش می‌گوید که باید قانونی که در ابتدا بهتر است اندکی مرد را معطل کرد را اجرا کند.

از دن آریلی می‌پرسد که چه راه حلی اجرا کند؟

دن آریلی می‌گوید اگر به دنبال رابطه بلند مدت هستی نباید عجله کنی، اما راه حل مادرت هم عالی نیست.

او پیشنهاد میکند از تئوری تعارض شناختی استفاده کند.

در آزمایشی به دو گروه که بازی بسیار کسل کننده ای انجام داده بودند ۱ دلار و ۲۰ دلار میدهند و می‌گویند این بازی را به دیگران معرفی کنید و بگویید چقدر بازی جذابی است.

گروهی که ۲۰دلار گرفته اند با خودشان گفته اند این بازی کسل کننده ای است اما به خاطر پولی که گرفتم معرفی می‌کنم.

اما گروهی که ۱ دلار گرفته‌اند چه؟ آنها می‌دانند پول خیلی کم است. برای برطرف کردن تعارض شناختی اول باور میکنند که واقعا بازی جذاب بوده و بعد به دیگران معرفی می‌کنند.

جایی که باور و عمل تطابق ندارد، تعارض شناختی به وجود می آید و عمل می‌تواند باور را تغییر دهد.

دن آریلی می‌گوید اگر واقعا او را میخواهی، برایش یک تعارض درست کن. بگذار برای به دست آوردنت کمی تلاش کند. به دلیل اینکه او با خودش می‌گوید که اگر این کارها را برایش بکنم، پس حتما عاشق او هستم. به این صورت باور او را هم تغییر میدهی.

در آخر توصیه می‌کند که او نباید از این ترفند بویی ببرد