زمانی که به افراد پیشنهادهای ترکیبی ارائه می‌شود (نسبت به پیشنهادی که فقط یک حالت دارد) افراد در هنگام تصمیم‌گیری کمتر بر روی نکته مهم تمرکز می‌کنند، بلکه بیشتر تحت تأثیر مواردی قرار میگیرند که از نظر ارزیابی ساده هستند.

به این مثال توجه کنید:

از ۲ گروه به صورت جداگانه خواسته شد که موارد زیر را ارزش گذاری کنند:

اول: ارزش ۴۰ ظرف غذاخوری که ۹عدد آن شکسته است چقدر است؟
دوم: ارزش ۲۴ ظرف غذایی سالم چقدر است؟

همان‌طور که مشخص است گزینه اول تعداد بیشتری ظرف سالم دارد و از نظر منطقی باید ارزش بالاتری داشته باشد.

نتایج نشان می‌دهد که مردم گزینه دوم را بیشتر ارزش‌گذاری کرده بودند.

به این تئوری Less is better effect می‌گویند. یعنی کمتر، تاثیر بهتری گذاشته است.

البته تمایل به پرداخت willingess to pay گزینه اول بیشتر بود. اما همان‌طور که گفته شد، ارزش‌گذاری گزینه دوم بالاتر بود.