بلوغ فکری یا لذتِ لحظه‎ای؟

بلوغ فکری یا لذتِ لحظه‎ای؟

همه ما تجربه دریافت یک هدیه اسباب بازی در کودکی را داریم. اخیرا، آدم آهنی را پیدا کردم که در سن ۴سالگی به عنوان سوغاتی مکه از مادربزرگم گرفته بودم. کاملا شفاف به خاطر دارم که همین سوغاتی باعث شده بود چند روزی غذای کافی نخورم. یا اینکه شب با نگاه به این اسباب بازی به خواب رفته‎ام و صبح به امید بازی دوباره با این آدم آهنی از خواب پریده‎ام. با خودم در این چند روز فکر کردم که شاید هیچگاه تا آخر عمرم این لذت را دوباره تجربه نکنم. به خاطر ندارم در ده سال اخیر اتفاق یا هدیه یا آدمی همچین احساسی را برای چند روز به من وارد کرده باشد. به نظر شما این خاطره چه ارتباطی با بلوغ فکری دارد؟

چه بر سر اتفاقات این سال‎ها افتاده است که خوشی بینهایت را احساس نمی‎کنم؟ به نظر می‎رسد که دیگر مغز من می‎داند که این اتفاق خوب (هرچه که می‎خواهد باشد) شادی‎اش دوام چندان ندارد و اینکه فردا صبح نیز باید ۴ صبح از خواب برخیزم و به کارهایم برسم. اما در کودکی نمی‎دانستم که شادی آن اسباب بازی یک زمانی به پایان خواهد رسید. یکی از تعریف‎های بلوغ فکری همین است.

بلوغ فکری به من می‎گوید که روزهای تکراری بسیاری را بگذرانم و از لذت‎های لحظه‎ای به دور باشم برای رسیدن به هدف بزرگتر. اما آیا به نظر شما این حرف درستی است؟ دفعات بازدید: بیشتر

بهره وری و چالش‎هایش

بهره وری و چالش‎هایش

آیا از بهره وری شخصی خود در زندگی راضی هستید؟ آیا سازمان یا کسب و کار شما بهره وری خوبی دارد؟ میزان بهره وری در برنامه پنجم توسعه را دنبال کردهاید؟ اخبار و مقالاتی که در ارتباط با رشد بهره وری نیروی کار، بهره وری سرمایه و بهره وری تولید نوشته شده است، شما را هم به وجد میآورد؟

بهره وری از آن دسته مفاهیمی است که تقریبا تمام افراد به آن علاقه مند هستند و به سختی میتوان کسی را پیدا کرد که مایل به افزایش بهره وری در زندگی شخصیاش نباشد و یا همچنین علاقه مند به افزایش بهره وری تولید و سرمایه کشور نباشد. اما هر زمان که صحبت از بهره وری به میان می آید، افراد نقش اعداد و محاسبات را خیلی زیاد میدانند. به طور مثال اگر از افراد بپرسیم برای بالا بردن انگیزه کارکنان یک سازمان دولتی چه پاداشی در نظر گرفته شود؟ به احتمال فراوان افراد زیادی پول و یا کوپنهای استفاده از رستوران یا مسائل دیگر را عنوان خواهند کرد.

به نظر میرسد بخش زیادی از این اعتماد به اعداد و محاسبات را از علم اقتصاد گرفته باشیم. زمانی که افراد در مورد بهره وری صحبت میکنند، روح عقلانیتی که اقتصاددانان کلاسیک بر آن تاکید دارند، در گفتار آنها مشاهده میشود. اقتصاددانان رفتاری بعد از حادثهای که برای دولت آمریکا در سال ۲۰۰۸ پیش آمد و موجب تعطیلی دولت شد، انتقادهایی به پیش بینیهای اقتصادی وارد کردند. آنها معتقد بودند که اقتصاد دانان باید از قبل این رکود اقتصادی را پیشبینی میکردند. اما چه چیزی باعث شد که رخدادها خلاف پیشبینی اقتصاددانها شود؟ دفعات بازدید: بیشتر

بزرگ‎ترین سوال زندگی

بزرگ‎ترین سوال زندگی

زندگی زمانی به شانس گره میخورد که رویاها، جزیرهای دور افتاده به نظر میرسند. شانس زمانی انسان را شکست میدهد که رویاها فقط یک جواب بدون سوال هستند. ببینید افرادی را که در رویای یک خانه و ماشین لوکس زندگی میکنند، بدون آنکه از خودشان بپرسند چرا به آنها نیاز دارند؟

اگر انسان بخواهد زمام زندگیاش را به دست بگیرد، چارهای ندارد جز آنکه به دنبال پاسخِ سوالی بگردد. به پاسخ رسیدن یا نرسیدن تفاوتی در زندگی آن فرد ایجاد نخواهد کرد، اما به دنبال یک سوال بودن تمام زندگی را معنادار خواهد کرد.

کسانی زندگیشان را به شانس گره میزنند که معیاری در برابر تصمیمهایشان ندارند، لکن در هر لحظه، مستاصل در برابر قدرتِ لحظات تسلیم میشوند و زندگیشان را به پایِ شانس قمار میکنند. قد هر انسان به اندازه ارزش سوالی است که میپرسد. اگر روزی خواستید قد یک انسان را اندازه بگیرید، از مهمترین سوال زندگیاش از او بپرسید. 

سوالها همان دلایلی خواهند بود که صبحها انرژی از خواب پریدن را به انسان تزریق میکنند. فرق انسانی که از خواب میپرد و انسانی که لحظاتی بیشتر را در انتظار آرامش بیشتر به رخت و خواب پناه میبرد، غیرقابل محاسبه است.

معیار هر انسان بر اساس سوالهایش مشخص میشود. انسانی که از ابتدا سوالی دارد، بر اساس آن سوال دوستانش را انتخاب میکند، کتابهایش را انتخاب میکند، همسرش را انتخاب میکند و حتی برای کوچکترین مسائل زندگیاش خط کشی مشخص به نام سوالش به همراه دارد. او حتی برای انتخاب خوردن نوع غذا میتواند به سوال بزرگ زندگیاش فکر کند. آیا این غذا فرصت تفکر به سوال را از من میگیرد؟ آیا این غذا سلامت سالهای آینده زندگیام را تضمین میکند که بتوانم به سوال مهم زندگیام فکر کنم؟

سوال بزرگ زندگی شما چیست؟

گزینه های اضافی را حذف کنید

گزینه های اضافی را حذف کنید

قبل از شروع مطلب، خوب هست که یادآوری کنم، مطالبی که برای روزنامه خراسان نوشته بودم، با داستان‎های شروع می‎شد که اغلب واقعی نبودن و برای درک بهتر مطلب ساخته شده بودند. با این مقدمه، بریم سراغ مطلب “گزینه های اضافی را حذف کنید”

داستان از زمانی شروع شد که برای خرید لباس به یک فروشگاه رفتیم. فروشنده ای که از سر و زبان چیزی کم نداشت، رو به ما کرد و گفت: «این لباس رو ببرین. اصلا قابل شما رو نداره. اگه دوستش نداشتین هیچ ایرادی نداره، برگردونین. بگذارید خانواده هم نظرشون رو بگن.» لباس را خریدیم. البته با این شرط که اگر خوب نبود، بتوانیم آن را پس بدهیم. به خانه که رسیدیم، خواهر بزرگترم گفت: «خوبه ها! اما چرا رنگ قرمزش رو نخریدی؟» و مادر هم که به دقت لباس را وارسی می کرد، با لحنی آرام حرف های خواهرم را تایید کرد. من هم که حسابی کم آورده بودم، برای این که ضایع نشم، گفتم: «به فروشنده گفتم اگه خوشم نیومد لباس رو برمی گردونم.» یک ساعتی بود که داشتم به رنگ قرمز لباس فکر می کردم و با خودم می گفتم شاید قرمز بهتر بود و شاید هم… دراوج این فکر بودم که مادر با جمله: «موافقی با هم بریم و رنگ قرمزش رو ببینیم؟» وارد اتاق شد. قبول کردم و با هم رنگ قرمز را پسندیدیم و لباس را عوض کردیم. اما داستان هنوز تموم نشده. فردا در جمع دوستان اتفاقی مشابه رخ داد. یکی از آن ها فوری گفت: «این چیه خریدی؟ قرمز هم شد رنگ؟ خوب بود مشکی می خریدی.» گفتم: «نمیدونم والا، اولش مشکی خریده بودم ولی با مامان رفتم عوض کردم، کاشکی نمی رفتم و دوباره قصد کردم که برای تعویض لباس به مغازه بروم چون گزینه های دیگری نیز وجود داشت.»
و داستان ادامه دارد. این مسئله ای است که معمولا خانم ها و گاهی آقایان به شدت درگیر آن هستند و وقت زیادی را صرف آن می کنند. زیبایی امری است که به سلیقه مربوط می شود و هر کسی یک نظری دارد و این تفاوت ها باعث می شود که ایرادات زیادی به خرید های ما وارد شود. این ایراد ها سبب پشیمانی می شود و پشیمانی زمانی بیشتر می شود که یادمان بیاید که اصلا آن روز قصد خرید نداشتیم و یک دفعه فکر خرید به سرمان زده است. دفعات بازدید: بیشتر

اقتصاد رفتاری چیست؟

اقتصاد رفتاری چیست؟

آخرین عیدی که گرفته‎اید را چطور خرج کرده‎اید؟ آیا هزینه سفر به شمال را از پاداش آخر سال پرداخت می‎کنید یا حقوقی که دریافت کرده‎اید؟

آیا افرادی که طلاق گرفته‎اند و می‎گویند:” من هیچ روز خوشی را با او نگذرانده‎ام” را دیده‎اید؟

آیا شما هم وقتی علامت قرمز رایگان را می‎بینید، دوباره متن تبلیغ را از اول با دقت می‎خوانید؟

احیانا شما جزء افرادی نیستید که فکر می‎کنید فردا، سرحال‎تر، خوشبخت‎تر، خوشحال‎تر هستید و فقط الان حالِ زندگی کردن ندارید؟ دفعات بازدید: بیشتر

غم فقدان – واکاوی خسارت‎های رفتاری فیلترینگ تلگرام

غم فقدان – واکاوی خسارت‎های رفتاری فیلترینگ تلگرام

به نظر شما فیلترینگ تلگرام فقط از نظر مالی برای افراد آزار دهنده است؟ چرا برخی از عموم مردم که به صورت عمومی از تلگرام استفاده می‎کردند نیز نسبت به تغییر این سرویس پیام رسان موضع گرفته‎اند؟

اگر تحلیل‎ رسانه‎ها و افراد مختلف را نسبت به فیلترینگ تلگرام دنبال کرده باشید، احتمالا بیشتر با پیش بینی‎ ضررهای مالیِ کسب و کارهای شخصی و خانگی رو به رو می‎شوید. اما اگر از لنز اقتصاد رفتاری به موضوع فیلترینگ تلگرام نگاه کنیم، ابعاد و پیچیدگی‎های رفتاری زیادی را از موضع مردم نسبت به فیلترینگ متوجه خواهیم شد.

شاید مهم‎ترین موضوعی که در فیلترینگ تلگرام مشهود است، بحث “از دست دادن” است. دفعات بازدید: بیشتر

هاله ای دور ذهن خریدار

هاله ای دور ذهن خریدار

مقاله هاله ای دور ذهن خریدار، یکی از مقالات اقتصاد رفتاری من در مورد خطاهای تصمیم گیری در روزنامه خراسان بوده است. این مقالات که ۵ مورد از خطاهای تصمیم‎گیری را برای مخاطبان یادآوری می‎کرد، سال ۹۵ در صفحه ۸ روزنامه خراسان به چاپ رسیدند.

اگر دوست دارید در ابتدا یکی از مطالب و خاطره‎های من در ارتباط با اقتصاد رفتاری را بخوانید، می‎توانید به سراغ مطلب “از اقتصاد رفتاری که حرف می‎زنم، از چه حرف می‎زنم” بروید.

این مقالات معمولا با یک داستان شروع می‎شد. داستان خرید یک فلش عکاسی که با اثر هاله‎ای ارتباط دارد را برای شروع این مقاله می‎بینید.

چند سال پیش بود که تصمیم گرفتم عکاسی را حرفه ای تر دنبال کنم. برای این کار به فلش عکاسی ۳۰۰ ژولی نیاز داشتم. هنوز وارد نشده بودم که فروشنده پرسید کدام برند را می خواهی؟ ازآنجا که آشنایی زیادی با برند ها نداشتم، از او درخواست کمک کردم. «این ۳مدل چینی هستند به قیمت های ۵۰۰، ۶۰۰ و ۸۰۰ هزار تومان، این مدل آلمانی هم هست ۳میلیون تومان. یک مدل کره ای ۱٫۵ میلیون تومانی هم داریم که باید از انبار بیاورم اگر خواستید» از فروشنده تفاوت بین برند های چینی را پرسیدم که گفت به ترتیب قیمت، هر کدام گران تراست، کیفیت بهتری هم دارد. دفعات بازدید: بیشتر

تمرین و لیست مخصوص (بخش سیزدهم خود مهاری)

تمرین و لیست مخصوص (بخش سیزدهم خود مهاری)

خود مهاری بدون تمرین، تقریبا ارزش خاصی ندارد. تمرین‎هایی را در نظر بگیرید و آن را در لیست مخصوص خودتان یادداشت کنید.

تمرین‎های ساده و کوچک را شروع کنید، آن‎ها را ادامه دهید. فراموش نکنید که تمرین‎های بزرگ یا پیچیده خیلی موثر نخواهند بود. تمرین‎هایی به شما کمک خواهند کرد که دوام بیشتری داشته باشند.

بال‎های قدرت خود مهاری را به خاطر دارید؟
چند باری در مورد تمرین‎های پیشنهادی صحبت کردیم. امروز به طور خاص قصد دارم بر روی درست کردن لیست تاکید کنم.

لیست‎ کوچکی را برای خودتان درست کنید. سعی کنید آن را بر روی چیزی ذخیره کنید که هیچ وقت از بین نرود.

من به طور خاص وان نوت یا گوگل کیپ را پیشنهاد می‎کنم. هر ۲ برنامه نسخه‎ی موبایلی و دسکتاپی فوق‎العاده‎ای دارند.

درست کردن لیست مزایای زیادی دارد. دفعات بازدید: بیشتر

قدم‎های کوچک، تغییرِ بزرگِ اراده (بخش دوازدهم)

قدم‎های کوچک، تغییرِ بزرگِ اراده (بخش دوازدهم)

انرژی اراده را چطور از دست می‎دهیم؟ به چه ترفندهایی اراده‎مان را در کوتاه مدت و بلند مدت افزایش دهیم؟ چطور قدم‎های آسان و کوچک باعث تغییر بزرگ در اراده می‎شوند؟ پاسخ این سه سوال را تا پایان همین متن خواهید یافت.

آیا خود مهاری از بین می‎رود؟
دانشمندان علوم اعصاب متوجه شدند که با هر بار استفاده از سیستم اراده، “خود مهاری” کمتر فعال می‎شود.

متیو گالیوت، روانشناسی که با روی بامیستر کار می‎کند، متوجه می‎شود که مغز خسته یک مشکل اساسی در مورد تامین انرژی دارد.

او برای اثبات این مدعا، آزمایشی ترتیب داد. عده‎ای را به آزمایشگاه فراخواند و به ۲گروه تقسیم کرد. به گروه اول لیموناد شیرین شده با قند داد و به گروه دوم لیموناد شیرین شده مصنوعی داد که عملا هیچ انرژی به آن‎ها انتقال نمی‎داد. سپس از آن‎ها خواست مشغول فعالیت اراده‎ای مشخص شوند. گالیوت مشاهده کرد افرادی که لیموناد شیرین شده با قند را خورده بودند، خود مهاری‎شان بهبود پیدا کرده بود، در حالی که افرادی که لیموناد شیرین شده مصنوعی را خورده بودند، وضعیت مساعدی در مورد خود مهاری‎شان وجود نداشت. دفعات بازدید: بیشتر

چطور خلاق باشیم – تفاوت حالت ECN و DMN مغز

چطور خلاق باشیم – تفاوت حالت ECN و DMN مغز

تا به حال هنگام نماز خواندن یادتان افتاده کلیدی را که دنبالش بودید کجا گذاشته‎اید؟ اگر مراقبه را شروع کرده‎اید، در هنگام مراقبه به یاد مسائلی افتاده‎اید که در طول روز به آن فکر نمی‎کنید؟ آیا ناگهان صورت و بدنتان به خارش نمی‎افتد؟ جواب این سوال‎ها به حالت پیش فرض مغز بر‎می‎گردد. زمانی که می‎توانیم به ایده‎های خلاق دست پیدا کنیم.

مغز هیچگاه خاموش نمی‎شود. خاموش شدن مغز به معنای مرگ انسان است. زمانی که خواب هستیم، مناطقی در مغز فعال هستند. همچنین زمان‎هایی که کاری انجام نمی‎دهیم، قسمتی از مغز به نام DMN فعال است.

فرض کنید یک روز مدام مشغول انجام کارهایتان هستید. در تمام این مدت قسمت ECN یا executive control network مغز فعال است. به خانه می‎رسید و روی مبل لم می‎دهیم. به هیچ چیز خاصی فکر نمی‎کنید. ناگهان به خاطر می‎آورید که هنگام ارسال ایمیل، فایل مورد نظر را ضمیمه ایمیل نکرده‎اید. از خودتان می‎پرسید چطور این مساله در طول روز به یادتان نیامده است؟ دفعات بازدید: بیشتر

آخرین مهلت. چرا؟

آخرین مهلت. چرا؟

تیم فریس چند هفته‎ی قبل جمله‎ی “من احتیاجی به زمان ندارم، چیزی که من لازم دارم، یک مهلت نهایی (ضرب الاجل) است” را در وبلاگش به عنوان جمله‎ی تکان دهنده قرار داده بود.

در پایان بخش قبلی از مبحث خود مهاری قرار بر این شد که یک بحث کامل در مورد استفاده مفید از زمان برای راندمان بالاتر در کارها بنویسیم. این متن به نوعی می‎تواند مقدمه‎ی آن مبحث باشد.

ابتدا بیایید نگاهی به چند نابخردی مغز داشته باشیم.

امروز آخرین مهلت خرید با ۵۰% تخفیف است.

جمله‎ی بالا چرا مغز انسان را تحریک می‎کند؟ در جمله‎ی بالا از ۲ تکنیک “محدود کردن” و “از دست دادن” به طور هم‎زمان استفاده شده است. شما فقط محدود به امروز هستید. و در صورت خرید نداشتن، فرصت استفاده از ۵۰% تخفیف را از دست می‎دهید. دفعات بازدید: بیشتر